به گزارش سرویس بینالملل جماران، این یادداشت در روزنامه صهیونیستی اسرائیل هیوم منتشر شده است؛ رسانهای که به طور سنتی به جریان راستگرای اسرائیل و بهویژه بنیامین نتانیاهو نزدیک شناخته میشود و معمولاً دیدگاههای همسو با دولت و اردوگاه سیاسی او را بازتاب میدهد.
کاهانا مینویسد که بنیامین نتانیاهو در جلسات داخلی به مشاوران خود گفته است اسرائیل دستکم تا انتخابات میاندورهای آمریکا در نوامبر ۲۰۲۶ با یک دوره دشوار دیپلماتیک روبهرو خواهد بود، زیرا سیاست جدید ایرونی سنتر دولت ترامپ در قبال ایران با منافع راهبردی اسرائیل در تضاد قرار دارد.
به نوشته او، دو عامل اصلی باعث چرخش ترامپ شدهاند. نخست، نگرانیهای انتخاباتی و سیاسی داخلی آمریکا. بر اساس گزارش مقاله، سوزی وایلز، رئیس دفتر کاخ سفید و نزدیکترین مشاور ترامپ، به او هشدار داده بود که ادامه جنگ و پیامدهای اقتصادی آن میتواند به شکست جمهوریخواهان در انتخابات میاندورهای منجر شود.
دوم، هشدارهای صنعت نفت آمریکا درباره افزایش شدید قیمت انرژی. به گفته نویسنده، مدیران صنعت نفت به ترامپ هشدار داده بودند که اگر بحران تنگه هرمز تا پایان ژوئن حل نشود، قیمت نفت ممکن است به ۲۰۰ دلار در هر بشکه برسد و اقتصاد جهانی وارد رکودی شبیه بحران نفتی ۱۹۷۳ شود.
کاهانا استدلال میکند که همین ملاحظات اقتصادی و انتخاباتی باعث شد ترامپ از ادامه فشار نظامی بر ایران عقبنشینی کرده و به سمت آتشبس و مذاکره حرکت کند. او حتی به سخنان اخیر ترامپ اشاره میکند که گفته بود ادامه جنگ میتوانست بازارهای مالی را به شرایطی مشابه بحران سال ۱۹۲۹ بکشاند.
از دیدگاه نویسنده، این تغییر سیاست برای اسرائیل یک مشکل جدی ایجاد کرده است. هرچند نتانیاهو معتقد است رسیدن به توافقی جامع میان ایران و آمریکا دشوار خواهد بود، زیرا خواستههای دو طرف فاصله زیادی با یکدیگر دارد، اما حتی ادامه وضعیت فعلی نیز از نگاه اسرائیل مطلوب نیست.
مقاله چند نگرانی اصلی اسرائیل را برمیشمارد: باقی ماندن ذخایر اورانیوم غنیشده ایران، عدم محدودیت جدی بر برنامه موشکی جمهوری اسلامی و خروج ایران از جنگ بدون پرداخت هزینه راهبردی تعیینکننده. نویسنده معتقد است که سیاست جدید واشنگتن عملاً بسیاری از اهداف اولیه اسرائیل را نادیده گرفته است.
کاهانا سپس ادعا میکند که اسرائیل اکنون تقریباً تنها طرفی در جهان است که آشکارا با توافق احتمالی میان آمریکا و ایران مخالفت میکند. از نگاه او، این وضعیت بهویژه پس از ماهها همکاری نظامی نزدیک میان آمریکا و اسرائیل علیه ایران، برای تلآویو بسیار دشوار است.
لحن مقاله در بخشهای پایانی بسیار انتقادی میشود و نویسنده حتی مینویسد که در برخی موارد ترامپ به شکلی «غیرقابل درک» در کنار جمهوری اسلامی و سپاه پاسداران قرار گرفته است؛ عبارتی که نشاندهنده میزان نارضایتی جریان حامی نتانیاهو از تغییر مسیر کاخ سفید است.
در پایان، نویسنده توصیه میکند که نتانیاهو باید هرچه سریعتر خطوط قرمز اسرائیل را برای آمریکا و کشورهای منطقه مشخص کند. او معتقد است همانگونه که نتانیاهو طی ۱۵ سال گذشته بارها در برابر برنامه هستهای ایران و حتی در برابر رؤسای جمهور آمریکا مواضع مستقلی اتخاذ کرده بود، اکنون نیز باید همان رویکرد را دنبال کند.
از نگاه کاهانا، تنها راه جلوگیری از تضعیف موقعیت راهبردی اسرائیل این است که تلآویو روشن کند در چه شرایطی حاضر است بهطور مستقل علیه ایران اقدام کند، حتی اگر واشنگتن مسیر دیگری را انتخاب کرده باشد.
در مجموع، مقاله بازتابدهنده نگرانی اردوگاه حامی نتانیاهو از این است که ترامپ به دلیل فشارهای اقتصادی و سیاسی داخلی، از اهداف اولیه جنگ فاصله گرفته و به توافقی با ایران تن داده که از نظر آنان نهتنها تهدید ایران را از بین نمیبرد، بلکه موقعیت منطقهای و بازدارندگی اسرائیل را نیز تضعیف میکند.