آجورلو، مشاور قالیباف: در دوران تفاهم، درآمد نفتی خوبی کسب کردیم و رقم قابل توجه دیگری در مهرماه وارد خواهد شد/ چین را به عنوان یک کشور اصلاح‌طلب ببینیم، نه انقلابی

با گذشت پنج ماه از توافق آتش‌بس، همچنان درگیری‌ها در جنوب ایران و خلیج‌فارس ادامه دارد. در حال حاضر، آینده تفاهم اسلام‌آباد، نحوه مدیریت تنگه هرمز و وضعیت صادرات نفت از مهم‌ترین مسائل پیش روی سیاست خارجی جمهوری اسلامی هستند. در شرایطی که واشنگتن بر حفظ فشارهای اقتصادی و سیاسی تأکید دارد و همزمان میانجی‌ها برای احیای دیپلماسی تلاش می‌کنند، تحولات آتی آمریکا، از جمله انتخابات کنگره، می‌تواند بر تصمیمات دولت ترامپ در قبال ایران تأثیرگذار باشد.

از سوی دیگر، تداوم شرایط جنگی و محدودیت‌های اقتصادی، لزوم بازگشت تدریجی کشور به وضعیت عادی را به یکی از موضوعات مهم داخلی تبدیل کرده است. در همین راستا، روابط تهران و پکن، نقش چین در معادلات منطقه‌ای، رویکرد جریان‌های سیاسی نسبت به مسئله آمریکا و ضرورت ایجاد انسجام داخلی، از دیگر محورهای مورد بحث در فضای سیاسی کشور به شمار می‌روند.

برای بررسی وضعیت کنونی، گفت‌وگویی با سعید آجورلو، مشاور رئیس مجلس و عضو هیأت مذاکره‌کننده انجام داده‌ایم که مشروح آن در ادامه می‌آید:

ابتدا می‌خواستیم در مورد وضعیت تفاهم اسلام‌آباد از شما بپرسیم. آیا تفاهم همچنان زنده است؟

یادداشت تفاهم تا حد زیادی کنار گذاشته شده، اما گفت‌وگوها از طریق میانجی‌گران ادامه دارد. ما پیش‌شرط‌های خود را برای بازگشت به یادداشت تفاهم یا دستیابی به نوعی تفاهم اعلام کرده‌ایم که شامل پایان جنگ، رفع محاصره، تعلیق تحریم‌های نفتی و آزادسازی اموال بلوکه‌شده است. همزمان، ما با عمان بر سر تنگه هرمز به تفاهمی رسیدیم تا وضعیت این آبراه به قبل از جنگ بازنگردد؛ در این تفاهم، مسیر جنوبی بسته می‌شود و یک مسیر جدید برای عبور کشتی‌ها تعریف شده که ورودی آن از آب‌های ما می‌گذرد و بر بخشی از مسیر خروجی نیز تسلط داریم. این مسیر موقت است و قصد داریم در گفت‌وگوهای بعدی، آن را به مسیر دائمی تبدیل کنیم. در توافق نهایی، بر سر ایجاد نهادی برای ثبت اطلاعات، ارائه خدمات دریایی و تأمین منافع اقتصادی‌مان نیز بحث خواهد شد. این تفاهم بین ما و عمان حاصل شده، اما اجرای آن و بازگشایی تنگه هرمز، منوط به پذیرش و تحقق پیش‌شرط‌های ما توسط آمریکاست.

اکنون وضعیت تنگه هرمز چگونه است؟ ادعاهای مکرر آمریکا مبنی بر عبور روزانه ده‌ها میلیون بشکه نفت از این تنگه، تا چه حد اعتبار دارد؟

بخش بزرگی از این ادعاها، جنبه عملیات روانی دارد و با شواهد خلیج‌فارس سازگار نیست، زیرا اکنون ریسک حمل‌ونقل و هزینه بیمه بسیار بالا رفته است. اگرچه ترددهایی از مسیر جنوبی تنگه هرمز انجام می‌شود، اما به آن اندازه‌ای که آمریکا اعلام می‌کند، نیست. با این وجود، من معتقدم دستاوردی که ما در تنگه هرمز حاصل کردیم و مسیر میانی ایجادشده بین ایران و عمان، باید اجرا شود، زیرا بدین ترتیب، حاکمیت ایران بر تنگه به رسمیت شناخته می‌شود. بالاخره تنگه هرمز باید رونق داشته باشد و تردد در آن انجام شود. ما باید در قبال تنگه هرمز، طوری رفتار کنیم که هم منافع و حاکمیت‌مان بر آن حفظ شود و هم این آبراه از رونق نیفتد. تفاهم ما با عمان چنین ظرفیتی را دارد، اما اجرای این تفاهم، منوط به انجام اقداماتی است که آمریکا در یادداشت تفاهم متعهد شده است؛ یعنی ما نمی‌توانیم با اجرای تفاهم با عمان، تعهداتی که در یادداشت تفاهم اسلام‌آباد داده بودیم را اجرا کنیم، اما طرف مقابل هیچ کاری انجام ندهد.

آجورلو، مشاور قالیباف: در دوران تفاهم، درآمد نفتی خوبی کسب کردیم و رقم قابل توجه دیگری در مهرماه وارد خواهد شد/ چین را به عنوان یک کشور اصلاح‌طلب ببینیم، نه انقلابی

آمریکا باید شهر موزیک بین سه گزینه بازگشت به تفاهم، از سرگیری جنگ و تداوم وضعیت کنونی (نه جنگ و نه صلح)، یکی را انتخاب کند؛ جنگ را که قبلاً امتحان کرده و تداوم وضعیت کنونی نیز هزینه‌های زیادی برایش دارد و مشکلی را حل نمی‌کند. از طرفی، ما نیز اکنون عقب‌نشینی نکرده‌ایم و همچنان در حال انجام حملات قوی در خلیج‌فارس هستیم و هرگز برای بازگشت به تفاهم، به آمریکا التماس نمی‌کنیم. ما باید به این کشور نشان دهیم راهی جز بازگشت به یادداشت تفاهم ندارد. همین که جنگ منطقه‌ای شده، فشار زیادی را به آمریکا وارد کرده است. همسایگان ما قبل از جنگ 40 روزه، قابل مقایسه با امروز نیستند. اکنون تمام کشورهای عربی در حال ارسال پیام به ما هستند و می‌گویند می‌خواهند روابط‌شان با ما، مانند عمان شود. این‌ها همان‌هایی هستند که قبل از جنگ حرف‌های دیگری می‌زدند.

اکنون ما در یک جنگ وجودی قرار داریم و سوال اینجاست که چطور می‌توانیم از آن خارج شویم. یک سری پاسخ‌های ساده و اصطلاحاً شبه‌ایده مطرح می‌شود؛ مانند اینکه آب‌شیرین‌کن‌های کشورهای منطقه را بزنیم، آمریکا از جنگ خسته می‌شود و می‌رود، یا اینکه به سراغ عادی‌سازی روابط با آمریکا برویم و تمام مشکلات را حل کنیم. این‌ها صرفاً یک سری پاسخ‌های ساده و تک‌خطی است. در مورد لبنان نیز همین است و نمی‌توان انتظار داشت با یک یادداشت تفاهم، کل مشکلات چنددهه‌ای این کشور حل شود.

این پاسخ‌های ساده، به درد این سوال پیچیده نمی‌خورد و اساساً کسانی چنین پاسخ‌هایی را می‌دهند که اصلاً به دنبال حل مسئله نیستند. همان طور که چگونگی فروپاشی جمهوری اسلامی برای آمریکا سوال بود و آن‌ها سعی کردند با راهکارهایی ساده مانند جنگ و ایجاد نارضایتی در مردم، به آن پاسخ دهند، اما موفق نشدند.

کسانی که می‌گفتند یادداشت تفاهم خوب نیست، اکنون چه راهکاری برای خنثی‌سازی محاصره دارند؟

کسانی که به پذیرش آتش‌بس در 19 فروردین انتقاد می‌کنند، توجه ندارند که ما آن زمان در نقطه خوبی بودیم و اتفاقاً در نقطه خوب باید امتیاز گرفت، نه اینکه آن نقطه را زیر سوال برد و تصمیم‌گیری برای پایان جنگ را به 3 ماه آینده حواله داد. ما که نمی‌دانیم تا آن موقع چه اتفاقی می‌افتد. در همین دو ماهی که تفاهم نیست، برخی ایده‌ها در مورد تنگه هرمز، محاصره، لبنان و… آزموده شد. آیا کسانی که آن ایده‌ها را مطرح می‌کردند، اکنون ساده‌انگارانه بودن نگاه خود را می‌پذیرند؟ آمریکا روی ایجاد نارضایتی و اعتراضات اجتماعی در کشور ما خیلی حساب کرده، اما برخی از دوستان اصلاً به این مسئله توجه ندارند و به اهمیت حفظ جامعه و اقتصاد واقف نیستند.

در طول دوره تفاهم، ما به میزان زیادی نفت فروختیم. کسانی که می‌گفتند یادداشت تفاهم خوب نیست، اکنون چه راهکاری برای خنثی‌سازی محاصره دارند؟