آرامش جامعه را نمی‌توان مطالبه کرد؛ باید آن را ساخت

رئیس‌جمهور در دیدار با هیئت اندیشه‌ورز بسیج جامعه پزشکی کشور، بر ضرورت پیشگیری از تنش‌های اجتماعی و جلوگیری از سوءاستفاده دشمنان تأکید کرد. وی اظهار داشت که دشمنان در پی ایجاد جنگ و درگیری از طریق مسائل خودرو اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی در کشور هستند.

آرامش جامعه را نمی‌توان مطالبه کرد؛ باید آن را ساخت

این سخنان رئیس‌جمهور، این نکته اساسی را مطرح می‌کند که آرامش اجتماعی صرفاً با توصیه به مردم حاصل نمی‌شود، بلکه نتیجه مجموعه‌ای از رفتارها و تصمیمات صحیح در سطوح مختلف حاکمیت و جامعه است. برای اینکه جامعه در برابر فشارهای داخلی و تهدیدات خارجی آسیب‌پذیری کمتری داشته باشد، هر فرد و نهاد مؤثری باید سهم خود را در ایجاد این آرامش ایفا کند. در این میان، دولت مسئولیت ویژه‌ای بر عهده دارد.

نمی‌توان از مردمی که با تورم و مشکلات معیشتی دست و پنجه نرم می‌کنند، صرفاً انتظار صبوری داشت. کاهش فشارهای اقتصادی، حمایت از اقشار کم‌درآمد، طراحی سیاست‌های رفاهی کارآمد و پرهیز از شوک‌درمانی، همگی بخشی از سیاست‌های پیشگیرانه برای جلوگیری از تنش‌های اجتماعی محسوب می‌شوند. هر تصمیم اقتصادی که بدون در نظر گرفتن پیامدهای اجتماعی اتخاذ شود، می‌تواند به افزایش فاصله میان مردم و دولت منجر شود. بنابراین، پرهیز از سیاست‌های شوک‌آور و توجه جدی به معیشت طبقات آسیب‌پذیر و کم‌درآمد، نه تنها یک مطالبه اقتصادی، بلکه یک ضرورت اجتماعی و وظیفه دولت است.

اما این مسئولیت تنها به دولت محدود نمی‌شود. بخشی از آن متوجه تمامی نهادهای حاکمیتی است. رسانه ملی نمی‌تواند عنوان «ملی» را یدک بکشد، در حالی که تکثر موجود در جامعه در آن بازتابی نداشته باشد و تنها نماینده بخشی از جامعه باشد. به رسمیت شناختن تنوع، شنیدن صداهای مختلف و فراهم آوردن امکان گفت‌وگو، می‌تواند بسیاری از سوءتفاهم‌ها و شکاف‌ها را پیش از تبدیل شدن به بحران کاهش دهد. از سوی دیگر، نهادهای قضایی و امنیتی باید با دانشجویان، خبرنگاران، فعالان اجتماعی و کارگران با مدارا رفتار کنند. پذیرش انتقاد و اعتراض در چارچوب قانون و برخورد با تساهل و تسامح با معترضان ضروری است. مدارا و فرصت دادن برای اصلاح رفتار، در بسیاری از موارد نتایج بهتری نسبت به برخوردهای صرفاً سخت‌گیرانه و امنیتی به همراه دارد. جامعه‌ای که احساس کند راه قانونی و مسالمت‌آمیزی برای بیان نقد و اعتراض دارد، کمتر به سمت رفتارهای افراطی سوق پیدا می‌کند. حاکمیت باید عوامل تندرو در رسانه‌ها و جامعه را کنترل کند، زیرا برخی موضع‌گیری‌ها و اظهارنظرها تنها به شکاف‌های اجتماعی دامن می‌زند.

همچنین، فعالان سیاسی و نخبگان جامعه نیز باید مسئولیت خود را بپذیرند. در شرایطی که کشور با تهدیدات خارجی و احتمال جنگ مواجه است، هر فعال سیاسی، فارغ از دیدگاه و گرایش خود، نباید به حواشی دامن بزند و باید مرز روشنی میان فعالیت سیاسی و ایجاد التهاب قائل شود.

این مسئله در مورد اساتید دانشگاه، ورزشکاران و هنرمندان نیز صدق می‌کند. در شرایط حساس کشور، نمی‌توان نسبت به تأثیر اجتماعی سخنان یا پیام‌ها در شبکه‌های اجتماعی بی‌تفاوت بود. سخنان گروه‌های مرجع می‌تواند جامعه را به سمت گفت‌وگو و آرامش هدایت کند یا به شکاف‌ها بیفزاید. مسئولیت اجتماعی نخبگان به معنای سکوت نیست، بلکه به معنای سنجیده سخن گفتن است. در مورد دانشجویان و جوانان نیز باید همین نگاه وجود داشته باشد. جوان ایرانی حق دارد مطالبه‌گر، منتقد، پرسشگر و حتی معترض باشد، اما در عین حال باید شرایط کشور و تهدیدات خارجی را نیز در نظر بگیرد. به ویژه در شرایط بازگشایی دانشگاه‌ها، دانشجویان باید صدای جامعه را در چارچوب اخلاق و فعالیت مدنی به گوش حاکمیت برسانند. جامعه‌ای که با فشارهای بیرونی مواجه است، بیش از همیشه به گفت‌وگو و عقلانیت نیاز دارد.

واقعیت این است که نمی‌توان تمام بار حفظ آرامش اجتماعی را بر دوش مردم گذاشت و از آنها خواست در برابر همه فشارها خویشتن‌دار باشند. آرامش، یک خیابان یک‌طرفه نیست. دشمن مترصد یک لغزش از ماست تا از شکاف اجتماعی به بدترین شکل سوءاستفاده کند و وقایع تلخی را رقم بزند. اگر قرار است سخن رئیس‌جمهور درباره پیشگیری از تنش‌های اجتماعی به یک سیاست واقعی تبدیل شود، باید آن را از سطح توصیه به مردم فراتر برد و به یک مسئولیت مشترک تبدیل کرد و طبیعتاً مسئولیت حاکمیت و دولت بسیار سنگین است. هیچ چیز مهم‌تر از ساختن یک چشم‌انداز روشن و مثبت از آینده برای مردم نخواهد بود، زیرا جامعه‌ای که نسبت به آینده امیدوار باشد، هرگز به اعتراضات رادیکال و خشن دست نخواهد زد و توطئه‌های دشمنان خنثی خواهد شد.

جامعه آرام، جامعه‌ای نیست که در آن اعتراضی وجود ندارد؛ جامعه آرام جامعه‌ای است که اعتراض، نقد، اختلاف و حتی نارضایتی، راهی برای بیان و حل شدن پیدا می‌کنند و به شکاف‌های عمیق و غیرقابل ترمیم تبدیل نمی‌شوند. هرچه فاصله میان مردم و حاکمیت کمتر شود، امکان سوءاستفاده از نارضایتی‌های اجتماعی نیز کاهش پیدا می‌کند. آرامش جامعه را نمی‌توان مطالبه کرد؛ باید آن را ساخت.